تبليغاتX
طلوع ولایت
طلوع ولایت
گنه از جانب ما نیست که ما مجنونیم گردش چشمان تو نگذاشت که عاقل باشیم 
قالب وبلاگ
 

 
[ 89/12/06 ] [ 15:52 ] [ زهرا ] [ ]
   
   چقدر این درد سخت و جانفرساست که انسانی آزاده خود اسیر نفس و شیطان گردد!
[ 91/02/24 ] [ 21:41 ] [ زهرا ] [ ]

سلام

شنیدم فلانی خودرو مدل بالا گرفته؟راست میگی؟کی خرید؟معلوم نیست پول از کجا آورده.

فلانی رو میشناسی؟میگن آدم درستی نیست؟

ترک ها...لرها....عرب ها.....اصفهانی ها...رشتی ها....شیرازی ها....

جک های این ها رو هم شنیدی؟

دیروز فلانی رو با یه دختر دیدم فکر کنم..........؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

و هزاران هزار حرف گفته و ناگفته ی دیگر!!!!!!!!!!!!!!!

 

این ها چه می گویند؟چرا میگویند؟چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

قرآن مى گويد : «يـأيّها الذّين ءامنوا اجتنبوا كثيرًا مِّن الظِّنّ إنّ بعض الظّنّ 

إثم ولاتجسّسوا و لايغتب بّعضكم بعضًا أيحبّ أحدكم أنْ يأكل لحم أخيه ميتًا 

فكرهتموه واتقوا اللّه إنّ اللّه توّاب رّحيم ; (حجرات ، 12)

 اى كسانى كه ايمان آورده ايد از بسيارى از گمان ها بپرهيزيد كه پاره اى از گمان ها 

، گناه است ! و جاسوسى مكنيد ! و بعضى از شما ، غيبت بعضى نكند !

 آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده اش را بخورد ؟

 از آن كراهت داريد . پس از خدا بترسيد كه خدا ، توبه پذير مهربان است .

 

این آیه رو که میخونم به مسلمان بودن خودم شک میکنم!

گفته حتی از گمان ها بپرهیزید.چه بسا حرف هایی پشت سر دیگران زده میشه

  که ما حتی گمان نمی کنیم،مطمئن هستیم!

گاهی از غیبت(فاش سازی عیب شخص مومن در غیاب او) گذشته 

و تهمت(عیبی که در شخص نیست را به او نسبت دادن) می زنیم.

وتهمت گناهی بس بزرگ تر است!

 خوب حالا غیبت کسی هم کردیم مگه چی میشه؟

در قرآن كريم آمده است : «ويل لكلّ همزة لمزة» واى بر هر عيب جوى مسخره كننده 

و غيبت كننده! آنانى كه با نيش زبان و حركت دست و چشم ، پشت سر و پيش روى ديگران ،

 استهزا و عيب جويى و غيبت مى كنند و شخصيّت ديگران را درهم مى شكنند . 

اين گروه ، با واژه «ويل » ـ كه تهديد شديدى است ـسرزنش شده اند .

 

به نظرتون اگه با غیبت آبروی کسی رو ببریم میشه آبروش رو برگردوند؟؟؟

اگر آبروى انسان مؤمن با غيبت از بين برود ، آبروى رفته ، بر نمى گردد.

بابا اصلا پشیمون شدم دیگه غیبت نمیکنم.پشیمونم.حالا علاجش چیه؟چیکار کنم؟

عزیز من اول حق الناس رو درست کن.برو از طرف حلالیت بطلب بعد قربونت برم خدا خودش گفته:    

 «إنّ اللّه يحبّ التوابين »تازه میگه توابین رو دوست دارم نمیگه 

فقط میبخشم میگه دوسشون هم دارم.

پس علاج غيبت ، توبه است ، همان طورى كه قرآن مجيد گفته.

خدايا اين عادت زشت رو از ما بگير>

((اي كساني كه ايمان اورديد هرگز گروهي گروه ديگر را مسخره نكند

 شايد ان گروه بهتر از انان باشند و نه زناني زنان ديگر را شايد ان گروه 

بهتر از انان باشند و از يكديگر عيب جويي نكنيد و همديگر را بهلقب هاي زشت مخوانيد 

بد نامگذاري است فسق پس از ايمان و انان كه توبه نكنند ان هايند كه ستم كارند(11حجرات)))

                                       

                               *آبروی مومن از کعبه محترم تر است*


[ 91/02/24 ] [ 21:36 ] [ زهرا ] [ ]
 

برایت دعا می کنم:

          تا ای کاش خدا از تو بگیرد هر آنچه خدا را از تو می گیرد!

[ 91/02/16 ] [ 16:26 ] [ زهرا ] [ ]

 

قالَتْ عليها السلام : اءُوصيكَ اَوّلاً اءنْ تَتَزَوَّجَ بَعْدى بِإ بْنَةِ اُخْتى اءمامَةَ، فَإ نَّها تَكُونُ لِوُلْدى مِثْلى ، فَإ نَّ الرِّجالَ لابُدَّ لَهُمْ مِنَ النِّساءِ

ترجمه :

در آخرين لحظات عمرش به همسر خود چنين سفارش نمود:

پس از من با دختر خواهرم اءمامه ازدواج نما، چون كه او نسبت به فرزندانم مانند خودم دلسوز و متديّن است .

همانا مردان در هر حال ، نيازمند به زن مى باشند.

[ 91/02/06 ] [ 22:42 ] [ زهرا ] [ ]
ترجمه خطبه 5

پس از وفات پیامبر و ماجرای سقیفه ،عباس و ابوسفیان ،پیشنهاد خلافت داده که با امام بیعت کنند.

1.راههای پرهیز از فتنه

ای مردم !امواج فتنه ها را با کشتی نجات  در هم شکنید ،و از راه اختلاف و پراکندگی بپرهیزید ،و تاج های فخر و برتری را بر زمین نهید .رستگار شد ان کس که با یاران به پا خواست ،یا کناره گیری نمود و مردم را اسوده گذاشت.

این گونه زمامداری ،چون آبی بد مزه و لقمه ای گلوگیر است ،و آن کس که میوه را کال و نارس بچیند ،مانند کشاورزی است که در زمین شخص دیگری بکارد .

 

فلسفه سکوت علی (ع)

در شرایطی قرار دارم که اگر سخن بگویم ،می گویند بر حکومت حریص است ،و اگر خاموش

 باشم ،می گویند :از مرگ ترسید !!هرگز !من و ترس از مرگ؟!!!پس از آن همه جنگ و حوادث

 ناگوار ؟!!!سوگند به خدا!انس و علاقه فرزند ابیطالب به مرگ در راه خدا ،از علاقه طفل به

 پستان مادر بیشتر است !این که سکوت برگزیدم ،از علوم و حوادث پنهانی آگاهی دارم که اگ

ر باز گویم مضطرب می گردد ،چون لرزیدن ریسمان در چاه های عمیق!

ترجمه خطبه 4

گفته شد که پس از فتح بصره در سال 36 هجری و کشته شدن طلحه و زبیر ایراد فرمود:

ویژگی های امام علی علیه السلام

من برای واداشتن شما به راه های حق ،که در میان جاده های گمراه کننده بود،به پا خواستم در حالی که سرگردان بودید و راهنمایی نداشتید.تشنه کام هر چه زمین را میکندید قطره آبی نمی یافتید.امروز زبان بسته را به سخن می آورم.دور باد رای کسی را که با من مخالفت کند !از روزی که حق به من نشان داده شد ،هرگز در آن شک و تردید نکردم !کناره گیری من چونان حضرت موسی علیه السلام برابر ساحران است که بر خویش بیمناک نبود ،ترس او برای این بود که مبادا جاهلان پیروز شده و دولت گمراهان حاکم گردد .آنروز ما و شما بر سر دو راهی حق و باطل قرار داریم ،آن کس که به وجود آب اطمینان دارد تشنه نمی ماند...

[ 91/01/07 ] [ 0:3 ] [ زهرا ] [ ]
*درود فراوان خدمت تمامی یاران و دوستداران امیرالمومنان علی (ع) *

 

سال جدیدو تبریک میگم.از خداوند بزرگ و منان خواستارم که در این سال جدید انتطار برای

 ظهور حضرت مهدی علیه السلام به پایان برسد و بتوانم قدمهای محکم ترو بزرگ تری برای

 شناخت هر چه بیشتر مولایم بردارم...

 

از نوف بکانی نقل شد :در یکی از شب ها امام علی (ع)را دیدم که برای عبادت از بستر برخاست ،نگاهی به ستارگان افکند ،و به من فرمود :خوابی یا بیدار ؟گفتم :بیدارم ،امام فرمود :ای نوف !خوشا به حال انان که از دنیای حرام چشم پوشیدند ،و دل به اخرت بستند،آنان مردمی هستند که زمین را تخت ،خاک را بستر ،آب را عطر ،و قرآن را پوشش زیرین ،و دعا را لباس روعین خود قرار دادند ،و با روش عیسی مسیح علیه السلام با دنیا برخورد کردند...

 مبادا دشمنی ها پا بگیرد

حدبث عشق در دل جا بگیرد

هر آن کس را که من مولای اویم

مبادا جز علی مولا بگیرد!

 

[ 91/01/01 ] [ 17:47 ] [ زهرا ] [ ]
  • خلاصه ای از ترجمه خطبه 1

عجز الا نسان عن معرفة الله

سپاس خداوندی را که سخنوران از ستودن اوعاجزندوحسابگران از شمارش نعمت های او ناتوان و تلاشگران از ادای حق اودرمانده اند،خدایی که افکار ژرف اندیش ذات او را درک نمیکنند و دست غواصان دریای علوم به او نخواهد رسید.پروردگاری که برای صفات او حد و مرزی وجود ندارد و تعریف کاملی نمی توان یافت و برای خدا وقتی معین وسرآمدی مشخص نمی توان تعیین کرد .مخلوقات را با قدرت خود آفرید و با رحمت خود بادها را به حرکت در آورد و به وسیله کوه ها اضطراب و لرزش زمین را به آرامش تبدیل کرد.

  • ترجمه خطبه 3(و هی المعروفة بالشقشقیة)

 دراین خطبه درد دل های امام از ماجرای سقیفه و غصب خلافت مطرح شده است.

1.شکوه از ابابکر و غصب خلافت

آگاه باشید !به خدا سوگند !ابابکر ،جامه خلافت را بر تن کرد ؛در حالی که می دانست جایگاه من نسبت به حکومت اسلامی ،چون محور آسیاب است به آسیاب که دور ان حرکت میکند ،او می دانست که سیل علوم از دامن کوهسار من جاری است،و مرغان دور پرواز اندیشه ها،به بلندای ارزش من نتوانند پرواز کرد.پس من ردای خلافت را رها کرده و دامن جمع نموده از ان کناره گیری کردم و در این اندیشه بودم که ایا با دست تنها برای گرفتن حق خود به پا خیزم؟یا در این محیط خفقان زا و تاریکی که بوجود آوردند؛صبر پیشه سازم؟که پیران را فرسوده و جوانان را پیر و مردان با ایمان را تا قیامت و ملاقات پروردگار اندوهگین نگه میدارد!پس از ارزیابی درست ،صبرو بردباری را خردمندانه تر دیدم .پس صبر کردم در حالی که گویا خار در چشم و استخوان در گلوی من مانده بود.و با دیدگان خود می نگریستم که میراث مرا به غارت می برند! تا اینکه خلیفه اول ،به راه خود رفت و خلافت را به پسر خطاب سپرد... 

2.بازی ابابکر با خلافت

سپس امام مثلی را با شعری از اعشی عنوان کرد:مرا با برادر جابر (حیان)چه شباهتی است؟(من همه روز را در گرمای سوزان کار کردم و او راحت و اسوده در خانه بود!.)

شگفتا !ابابکر که در حیات خود از مردم میخواست عذرش را بپذیرند چگونه در هنگام مرگ ،خلافت را به عقد دیگری در اورد؟هر دو از شتر خلافت سخت دوشیدند و از حاصل ان بهره مند گردیدند.

3.شکوه از عمر و ماجرای خلافت

سرانجام اولی حکومت را به راهی در اورد،و به دست کسی(عمر) سپردکه مجموعه ای از خشونت ،سخت گیری،اشتباه و پوزش طلبی بود.زمامدار مانند کسی است که بر اشتری سرکش سوار است ،اگر عنان محکم کشد ،پرده های بینی حیوان پاره میشود،و اگر ازادش گذارد ،در پرتگاه سقوط میکند.سوگند به خدا!مردم در حکومت دومی ،در ناراحتی و رنج مهمی گرفتار امده بودند،و دچار دوریی ها و اعتراض ها شدند ،و من در این مدت طولانی محنت زا ،و عذاب آور ،چاره ای جز شکیبایی نداشتم ،تا انکه روزگار عمر هم سپری شد.

4.شکوه از شورای عمر

سپس عمر خلافت را در گروهی قرار داد که پنداشت من همسنگ انان میباشم !پناه بر خدا از این شورا !در کدام زمان در برابر شخص اولشان در خلافت مورد تردید بودم ؟تا امروز با اعضای شورا برابر شوم؟

 

که هم اکنون مرا همانند ان پندارند؟و در صف انها قرارم دهند؟ناچار باز هم کوتاه امدم ،و با انان هماهنگ گردیدم .یکی از انها با کینه ای که ازم داشت روی برتافتو دیگری دامادش را بر حقیقت برتری دادو ان دو نفر دیگر که زشت است اوردن نامشان!

5.شکوه از خلافت عثمان

تا ان که سومی به خلافت رسید ،دو پهلویش از پر خوری باد کرده بود ،همواره بین اشپزخانه و دستشویی سرگردان بود،و خویشاوندان پدری او از بنی امیه به پا خواستندو همراه او بیت المال را خوردند و بر باد دادند،چون شتر گرسنه ای که به جان گیاه بهاری بیفتد،عثمان انقدر اسراف کرد که ریسمان بافته او باز شدو اعمال او مردم را بر انگیخت ،و و شکم پارگی او نابودش ساخت.

6.بیعت عمومی مردم با امیر المومنین

روز بیعت ،فراوانی مردم چون یال های پر پشت کفتار بود،از هر طرف مرا احاطه کردند ،تا انکه نزدیک بود حسن و حسین لگد مال گردند،و ردای من از هر دو طرف پاره شد ،مردم چون گله های عظیم گوسفند مرا در میان گرفتند.اما انگاه که به پا خواستم و حکومت را در دست گرفتم ،جمعی پیمان شکستند و گروهی از اطاعت من سر باز زده از دین خارج شدند ،و برخی از اطاعت حق سر برتافتند ،گویا نشنیده بودند سخن خدای سبحان را که می فرماید :سرای اخرت را برا یکسانی برگزیدم

 

 

 

 

[ 90/12/06 ] [ 14:26 ] [ زهرا ] [ ]

 

خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست؟...

                                                                               خدا کند تو بیایی.....

[ 90/11/20 ] [ 21:6 ] [ زهرا ] [ ]
 

گفت تو غـرق گنـاهی؟ گفتمش یـا رب بلی

گفت پس آتش نمیـگیرد چـرا جـسم و تنـت

گفتمش چون حـک نمودم روی قلبم* یا علی* . . .

 

شبی در محفلی ذکر* علی *بود ، شنیدم عاشقی مستانه فرمود ، اگر آتش به زیر پوست

داری ، نسوزی گر *علی* را دوست داری...

[ 90/11/20 ] [ 20:58 ] [ زهرا ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

ای کاش میشد فهمید در دل آسمان چه میگذرد که امشب با ناله ای بغض آلود بر دیار این دل خسته اشک می ریزد...

امکانات وب

كد عكس تصادفی

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان